تبليغاتX
 
   
 
 
.:~:.دیوان اشک :.دوتا چشمام....:~:.
به زودی
+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در دوشنبه چهارم خرداد 1388 و ساعت 12:18 بعد از ظهر به ثبت رسیده |
نگفتي اين مسافر از راه دوري اومده
به عشق تو اين سفرو تنهاي تنها اومده
نگفتي خسته نباشي مسافر غريب من
اين سفرو همراهتم اي مونس و رفيق من
نرفتي تو به ديدنش صداشو هم تو نشنيدي
نگفتي از سفر مياد تو گريه هاشو  نديدي
اشکاش به شوق ديدنت يه لحظه آرومش نذاشت
به انتظارديدنت چشماشو روي هم نذاشت
حالا که اون مسافر رسيد به اين شهر غريب
برو تا اون فکر نکنه از دست تو خورده فريب
برو که قلب عاشقش به خاطر تو مي زنه
تو اين شهر غريب اسم تو رو صدا مي زنه
بگو که خسته نباشي مسافر غريب من
يه عمره چشم براهتم اي مونس و رفيق من
دستاي سردشو بگير بگو خوش اومدي گلم
بگو واسه هميشه تو  لونه کردي تو دلم
تو شب تنهايي عشق بذار که همدمت باشه
تو مستي و خلوت عشق بذار که اون ساقي باشه
بذار که با هوس بياد ببوسه لبهاي تو رو
تو اين شب دلدادگي بغل بگيره تو رو
مرهمي باش براي اون تسکين درد و غصه هاش
بذار که باورش بشه تو تا ابد موندي باهاش
لبهاشو يه لحظه نذار که خشک بشه به انتظار
بغل بگير و بهش بگو غريبه نيست تو اين ديار
حالا که اون مسافر رسيد به اين شهر غريب
 نذار ببينه نيستي از دست تو خورده فريب
نذار که کوله بار غم يهو بشه همسفرش
نذار که اين قصه برسد به روزاي آخرش
من راوي عشق توام بهتر ميدونم چي ميشه
اگر نري به ديدنش اون خودشو مي کشه   
+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 و ساعت 1:35 قبل از ظهر به ثبت رسیده |

تو این روزای دوری چقدر سخته صبوری
انگار یه عمری تنها سوختم به درد دوری


باور ندارم این روزا نیستی تو پیشم با وفا
انگاری تنها شدم و زندونیم تو این روزا

بهار اومد نیومدی هفت سین عشق به پا کنیم
مثل پرنده های عشق تو این بهار غوغا کنیم

بهار اومد و با خودش شور و نشاط زندگی داشت
اما واسه منه حقیر این بهار چیزی نداشت

من از بهار تو رو می خوام نه این روزای دوری رو
چکار کنم تاب ندارم من نمی خوام صبوری رو

حرف و حدیث آدما بدجوری آتیشم زده
که حسرت نبودنت آتیش به این تنم زده

من این شبارو نمی خوام بدون تو سحر کنم
تو اولین فصل بهار بدون تو سفر کنم

تو رو خدا بهم بگو کی این سفر سر می رسه
قصه ی تلخ جدایمون کی به آخر می رسه
...

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:50 قبل از ظهر به ثبت رسیده |

من بیقرار لباتم
عاشق اون نگاتم
بخواب ای مهربون من
همیشه من باهاتم
هرلحظه تو کنارمی
منتظری،چشم انتظارمی
حس غرور می کنم
از اینکه تو باهامی
آروم بگیر تو بغلم
آروم بخواب ای نازگلم
جز تو کسی رو ندارم
ای مهربون ای نازگلم
به یادتم ای مهربون
اینو تو از چشام بخون
تو این غبار بی کسی
فقط تو پیش من بمون
آروم بخواب تو بغلم
لالالالا ای نازگلم

تقدیم به آخرین امید

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 10:35 بعد از ظهر به ثبت رسیده |

يكي اومده دوباره ، مثل تو پاكه ستاره
چي بهش بگم عزيزم اون تو رو يادم مياره
تو اون بالا پيش خدا ، من اين پائين مثل گدا
بگو حالا چكار كنم ، باهاش باشم يا كه جدا
يه قرار با هم گذاشتيم كه همو يه جا ببينيم
اگه رخسته برم من؟ يا كه ما همو نبينيم؟
واسه جواب اين سوال باز فال حافظ مي گيرم
اگه خوب باشه مي رم اگه نه جوابمو پس مي گيرم
نيتم رضاي او ، نيتم پاكي فال ، نيتم دعاي تو
به احترامت مي خونم اين فال و من براي تو

حافظا گوي به من سر اشعار خود
نيتم به قصد رفتن! نيتم به فال تو؟
******************
فال حافظ
ساقي حديث سرو و گل و لاله مي رود
وين بحث با ثلاثه غساله مي رود
مي ده كه نو عروس سخن حد حسن يافت
كار اين زمانه ز صنعت دلاله مي رود
شكر شكن شوند همه طوطيان هند
زين قند پارسي كه به بنگاله مي رود
طي مكان ببين و زمان در سلوك شعر
كاين طفل يكشبه ره يكساله مي رود
آن چشم جاودانه عابد فريب بين
كش كاروان سحر ز دنباله مي رود
از ره مرو به عشوه دنيا كه اين عجوز
مكاره مي نشيند و محتاله مي رود
خوي كرده مي خرامد و بر عارض سمن
از شرم روي او عرق ژاله مي رود
باد بهار ميوزد از گلستان شاه
وز ژاله باده در قدح لاله مي رود
حافظ ز شوق مجلس سلطان غياث دين
غافل مشو كه كار تو به ناله مي رود
*****************
حافظا گفتي از زشتي دنيا بترس
از مكر و فريب همه دنيا بترس
گفتي كه اگر شانس به تو رو كرد
غافل مشو كار تو از ناله گذر كرد
گفتي ز مشكل نشكن شكر خدا را
از دين مرو دست بگير دامان وفا را
از سنگ مباش و از ترديد جدا شو
راهي كه رفتي همه رفتند رها شو

 

ادامه دارد

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت 9:52 قبل از ظهر به ثبت رسیده |

سلام دوستان
شرمنده از اینکه مدتی نبودم

نمی خوام عذر و بهانه ای داشته باشم

اما از امروز سعی میکنم بنویسم
برای این ماه و ماه های آینده این عنوان هارو سعی می کنم رو وب بزارم


این یه خیانته
دیگه ادعا نکن
جفت من ، نیمه ی من
گریه کن ای دل عاشق
هر چی گفتن اونا گفتن
شمارش معکوس مرگ "321"
دل بیمار من
نوشتم واسه تو
اگه با منی بمون
چی بود چی بود چی چی شکست
آسمونی که ازون دم میزدی


می رسم خدمتتون

نظر بدین یا ندین من می نویسم

یا علی

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 8:45 بعد از ظهر به ثبت رسیده |

Hamed Gorgini حامد گرگینی

Walkin’ alone under the starry sky
My lonely heart is takin’ a sigh.

With a silent tear comes a silent wish
When this separation will finish?

Being far the moon keeps the sea captive still
So does your love give me the same imprisoned feel.

With the ever budding face of her
The enchanted waves are raisin’ and fallin’.
And so is my heart, with the ever growing love for her.

On a mid-night summer I behold, as I am walkin’,
The lovers are walkin’ ‘n’ sittin’ hands in hands
‘n’ makin’ the castles of sands.

How beautiful is love’s showers!
And to find the heaven in the eyes of lovers!

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 11:11 بعد از ظهر به ثبت رسیده |

گريه ام از رفتن او نيست  گريه از بخت بدم بود

دير نشستم به تماشا او كه رفت عموي من بود

او که سپردمش به خاک عموی من بود

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 6:58 بعد از ظهر به ثبت رسیده |

 

حامد گرگینی Hamed Gorgini

All I ever wanted is in you
Love, laughter, a pillow for my fears.
I want to give and to be given to
So I might feel myself flow through the years
Alive in you, the wonder of my tears.

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 9:59 قبل از ظهر به ثبت رسیده |
 

ديوان اشک
.::;:: قفس::;::..
..::;:: آخرین وداع ::;::..
 
  • دختر هندونه فروش
  •  همچو بلبل
  • صورت زيبا ندارم
  • ستاره (دوستت دارم)
  • قصه ای از چت روم یاهو
  • خراب شد روزگارم
  • دروغ گفت هر کی هر چی گفت
  • منم مثل تو بودم یه روزی
  • عاشقی یه جرمه
  • ثانیه های عمر من
  • فاصله ها
  • تو آسمون بودی یه روز
  • دل پروانه
  • اميدها شکسته شد و شکستيم خودمون
  • گريه نخواهم کرد
  • با تو هرگز
  • آره تنها مي ميرم
  • چه کنم بي تو نمي تونم بمونم
  • ديگه اميد موندن نمي خوام
  • اي بهترين بهار
  • اگه اومدي خبر بده
  • اما من تو رو دارم
  • قصه ي منو دخترم رويا
  • کبوتري تنهاي تنها
  • سلام کبوتر تنهاي من
  • خسته منم کبوتر
  • هر کي هرچي ميگه بزار بگه
  • هنوز باور ندارم
  • ما با هميم
  • رفتن اون قصه نبود بهونه بود
  • با کوله بار خاطره
  • يک نگاه آشنا
  • شمع خاموش
  • قطره اشک
  • چشماي خيست
  • فراموشی ( جگرم سوخت)
  • یه شاخه گل
  • اما من تو رو دارم
  • ققنوس
  • تلخ و شیرین
  • انتقام
  • فرشته نگاه تو
  • بال پریدنم کجاست
 
  • اين همه جا
  • از تو ديگه چيزي نمي خوام
  • آهاي رهگذر
  • برگ برنده ي من
  • دفتر نقاشي
  • گم کرده ام تو را
  • ستاره دنباله دار من
  • زنگي
  • ببخش منو
  • اومدم به شهرتون (گلایه)
  • عشق بي بدل
  • دريا
  • پنجشنبه
  • مرگ گل نازم
  • من ميخواستم کسي رو
  • اينجا غربت است
  • رفاقت
  • باور بکن ، باور بکن
  • چشم من
  • اين آخرين ترانست
  • خواب ديدم تو رو
  • تو برو من نميام
  • حضور آخر
  • احساس پوچ
  • بهار مياد تو هم بيا
  • قطره اشک
  • نصيحت آخر
  • روز تولد تو
  • اومدم به شهرتون (هدیه)
  • تشکر
  •  يه ماچ بده ، عيد اومده
  • آخرين وداع من و تو
  • اينجا اسمش زندونه
  • تا وقتي بودي
  • کاش بودي پيش من
  • ديگه طاقت ندارم
  • من از قفس فراري ام
  • تو چقدر خوبی
  • ناشناس
  • اینجا اسمش زندونه
  • حق من این نبود
  • قدرشناس
  • همیشه با هم
  • خوش قدم
  • از این بهتر نمیشه
  • حسادت
  • آیینه بی صدا شکست
  • ...
+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 6:2 بعد از ظهر به ثبت رسیده |