تبليغاتX
 
   
 
 
.:~:.دیوان اشک :.دوتا چشمام....:~:.

صورت زیبا ندارم
بی کسم حرفی ندارم
از خودم چیزی نگفتم
آخه من چیزی ندارم‏
شاید این آرزو باشه
که تو خواب ببینمت
اما این خوابم محاله
بذار تا ابد ببینمت


ادامه مطلب
+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 و ساعت 0:3 قبل از ظهر به ثبت رسیده |
‏"همچو بلبل"‏
می دونی دیگه نمی بینم تو رو
تو گلی هرگز نمی چینم تو رو
تو گلی , رفیق بلبلی , من کیم , که باشم , همصحبت تو
من اگه بلبل باشم باز نمی تونم که بمونم پیش تو
می دونم واست نمی تونم مثل بلبل باشم
یا که شبنم روی گونه هات باشم
می دونی من نیم زنبور که گیرم از لبانت شهد گل
یا که پروانه باشم هر صبح بویت کنم
می دونی من پرستویم ولی محکوم به کوچ
در خیالم هستی و این باشد پوچ
گل من مگذار ناکسان بویت کنند
نامه ای از هوس نوشته پیک بلبل سویت کنند
گرچه گفتم من حکایتِ گل و بلبل
من پرستویم ولی از تو میخوانم همچو بلبل ‏

ادامه مطلب
+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 و ساعت 11:57 بعد از ظهر به ثبت رسیده |