تبليغاتX
 
   
 
 
.:~:.دیوان اشک :.دوتا چشمام....:~:.


یه شاخه گل پر از امید نثار قلب پاک تو
یه بوسه واسه همدردیا روی لبای سرخ تو

 


ادامه مطلب
+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 و ساعت 3:58 بعد از ظهر به ثبت رسیده |


جگرم سوخت تا به فراموشی سپردمت
پس چرا آمده ای باز منکه به خدا سپردمت


ادامه مطلب
+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 2:42 بعد از ظهر به ثبت رسیده |


می دونی دیگه نمی بینم تو رو
تو گلی هرگز نمی چینم تو رو


ادامه مطلب
+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 و ساعت 6:4 قبل از ظهر به ثبت رسیده |

منو ببخش که بیش از این فرصت موندن ندارم
برای تو خیلی کمم لیاقت با تو بودن ندارم

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 و ساعت 6:2 قبل از ظهر به ثبت رسیده |

من دیگه فرصتی واسه موندن ندارم
تو به زندگی جور دیگه نگاه کن
اما فکر موندن تو سرمه
واسه موندنم دعا کن

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 و ساعت 6:0 قبل از ظهر به ثبت رسیده |

اميد قلب من بودي
ياس گل  خونه بودي
هر روز که من مي ديدمت
تو باغچه زندگي مثل جوونه بودي
تو اين هياهوي غريب
تو بهترين , تنها کسم تو بودي
تو گير و دار زندگي
محرم و راز من بودي
تو شادي و تنهائيام
تو همنفس , تو بهترين من بودي
تو لحظه هاي غربت
تو شاهپري مثل فرشته بودي
اما نذاشت روزگار
عشق بمونه يادگار
تا اومديم بجنبيم
زخمي شديم و مونديم تو تکرار
از اون روز تا حالا هر عشقي پا مي داد به قلبمون
زودي اونو مي شکستيمو اميد ميداديم به خودمون
اميد ها شکسته شد و شکستيم خودمون
تا ما باشيم هر عشقي رو راه نديم به قلبمون

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 11:31 بعد از ظهر به ثبت رسیده |