تبليغاتX
 
   
 
 
.:~:.دیوان اشک :.دوتا چشمام....:~:.
اگه تو باشي کبوتر بيا و با دلم بپر
اگه نمي خواي بموني اما نکن از من گذر

به خدا تو خاطرمي جز تو کسي رو ندارم
بزار همينجور بمونه خاطره ها جز تو که عشقي ندارم

گفتم که يه ناشناس منم
کبوتر عشقم تويي

گفتم غريب بي پناه منم
اما سر پناه و رفيق راه من تويي

گفتم که مغرور منم
فرشته ي آسمون تويي

گفتم که از درد مي خونم
حتي تموم دردات مال من

گفتم گل ياس مني
اون خاک زير پات من

گفتم که شمع خاموش منم
حتي روشنم نکردي
 
ترسيدي  من بسوزم
چشمامو باروني نکردي

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 12:41 بعد از ظهر به ثبت رسیده |

باز دوباره شب شده

باز ستاره سوسو میزنه

اینبار دلم رنگی شده

انگار عاشق دلتنگی شده

یکی بود مثل من

یکی بود مثل تو

حالا بگم حکایتمو ...

حکایت تلخ دل شکستمو

     ***

تو آسمون قلبم

ستاره سوسو میزنه

واسه شبای بی کسی

اونه که واسم دل میسوزونه

اگه ستاره سوسو نزنه

این دل زودی میشکنه

مهتاب و هر شب میارم

به آسمون قلبم

تا بتونم ببینم

ستاره بی کسی هامو

اینکه میگم حقیقته

وقتی که ستاره سوسو نزنه

به زخم قلب خستم مرهم نزنه

دیگه نمی خوام که بیاد

به آسمون سر بزنه

حالا که این قلب خسته

آسمونش از هم گسسته

آیا ستاره میتونه

در حسرت دیدار بمونه

هیچوقت نمیشه خسته شد

خسته از دلی شکسته شد

قلبم شکستنی شده

انگار که رفتنی شده

شاید ندونی چی میگم

حکایتم تلخه ولی..

تا آخر عمر باید بگم

" دوستت دارم "

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 11:48 قبل از ظهر به ثبت رسیده |

هنوز باور ندارم که رفتی از کنارم

حالا پشت نقاب پنجره همیشه در انتظارم

تو کجایی...

تو کجایی که ببینی چی کشیدم

از غم جدایی ها چیا دیدم

هر چه دیدم و کشیدم بی خیال

من رفتنی ام مرگ رو به جون خریدم

تو بمون با آرزو های محالت

تویی که حتی منو راه ندادی به اون خیالت

دیگه فکر عاشقی نکن

به بهونه عاشقی مارو سیاه نکن

اینو بدون که جرم تو عاشقی نیست

جرم تو کشتن عشقه عاشقی کار تو نیست

باز یه هوای تو سرمه هوای رفتن

اما دل می گه بمونم واسه از عاشقی خوندن

حالا من می مونم اینجا ولی تنهای تنها

از لج تو هم که شده می خونم از سنگی دلها

 

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 9:52 بعد از ظهر به ثبت رسیده |
کی میگه سهم من از این دنیا همینه
   کی میگه خاطرم نحسه و غصه در کمینه
        کی میگه عدد ۱۳ همیشه بد شانسی میاره
            کی میگه هر جا پا میزارم قدمام بد یومی میاره
          کی میگه بارونیه چشمام همیشه
     کی میگه غصه و غم از من جدا نمیشه
اونی که گفت رفتنش یه اشتباهه کی میگه باید بخشمش تا به همیشه
    کی میگه جادو شدم و طلسم من به دست هیچ کسی وا نمیشه
        کی میگه سکوت مرهم همه دردای منه
           کی میگه کنج اطاق تاریکی شب جای منه
        کی میگه دلم شکست و دیگه دل ندارم
    کی میگه می خونم از غم واسه عشق جایی ندارم

کی میگه غریب و تنهام سر پناهی ندارم
    کی میگه آزرده حالم رنگ به صورت ندارم
        هر کی هر چی میگه بزار بگه دلش خوشه
            من چرا بنالم از او منکه دلم همیشه باهاشه

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 4:19 بعد از ظهر به ثبت رسیده |

قصه ی منو دخترم رویا
قصه ی مرگ همسر , مادر رویا
ای نازنین ! پاشو ببین که دخترت داره گریه می کنه
بهش نمی تونم که بگم مادر تو مرده دیگه
پاشو ببین که چی میگه , میگه بابا ! مامان کجاست
حالا بهش من چی بگم , بگم مامان پیش خداست
حالا تو رفتی نازنین منو گذاشتی تو غم دنیا
فکر من و رویا رو نکردی که میمونیم تنهای تنها
از وقتی رفتی نازنین دل من پر از غصه و ماتمه
توی چشای ناز دخترت اشکایی از رنگ غمه
بهش میگم ! اگه تو آسمون نگاه کنی یه ستاره از دور پیداست
اون همسر من , مادر تو , اون نمرده , اون پیش خداست
دختر مهربون من واسه چی داری گریه می کنی
واسه چی دل بابا رو بیش از اینا غمگین می کنی
دخترم رویا , گریه نکن
عزیز چشم مادر , گریه نکن
ببین بابا داره می خنده واسه خوشحالی تو
تو هم بخند ای گلکم , دیگه گریه نکن
مادر اگر مرد , همسر اگر مرد , اما تو موندی دلکم
جگرم سوخت بابا جون گریه نکن
بابا جون گریه نکن مادر می بینه اشکاتو
واسه مادر از خوشی بخون تا غم نگیره نگاتو
***
رویا ::
بابا اشکاتو پنهون میکنی تا من نبینم اشکاتو
اونوقت واسه من میگی بخند مادر نبینه اشکاتو
***
منم رفتنی بودم  نازنین , اما چه زود تو رفتی
درد من و تو یکی بود , اما چه زود تو رفتی
نازنین ! فکر فردا رو نکردم , من و رویا چه کنیم
تو که نیستی پیشمون با غم دوریت چه کنیم
***
تو اگه خوندی قصه ی منو دخترم رویا
بدون جز آشتی چیزی نمی مونه تواین دنیا


ادامه مطلب
+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 9:22 بعد از ظهر به ثبت رسیده |