توی قبت اسم من دیگه جایی نداره
واسه تو حرفای من دیگه معنایی نداره
هر چی بود ,هستی امو به فدای تو کردم
هستی ام همین بود انگار دیگه فایده ای نداره
جون و دلم قوربونی ,واسه ی موندن تو
اگه بزاری و بری دل با تو دیگه حرفی نداره
بیا که از یاد ببریم تلخی های گذشته رو
این روزگار لعنتی با ما دیگه کاری نداره
فکر سفر می کنیم و می زنیم دل به جاده
جاده اگه طولانی بود واسه ما دیگه فرقی نداره
تو سفر یا در بدر هر جا باشیم ما با همیم
شادیم و می زنیم نی , می خوریم می
هم پیک همیم و این می دیگه مستی نداره
ما با همیم هر چی بشه یا روزگار غم بباره
توی دلای ما دیگه غم جای موندن نداره
شب شد دوباره آسمون اسم تو رو ياد من مياره
اون پرستوي بي پناه فکر دست ياري تو رو داره
پس بيا دوباره هرشب تو خواب اين تنهاي تنها
ديگه هيچ وقت فکر تنهايي نکنه از غصه هاي مونده برجا
اگه اومدي خبر بده تا بگم به غصه ها
ديگه نمونين اينجا گمشين از خاطرما
ديگه نمونين اون عزيز دل داره مياد
اونکه دوستش دارم با تموم عشقش مياد
اگه اومدي ميگم به اوني که بي وفاست
اوني که تازه اومده مي گه دلم پيش شماست
ميگم بهش برو ديگه تنهام بزار
بد جوري شکستم از تو برو يه دم آرومم بزار
اگه اومدي همه شمع هاي خاموشو روشن مي کنم
به افتخار عشقمون يه شاخه گل نثار قلبت مي کنم
اگه اومدي خبر بده تا سر ببرم خاطرهاي تلخ تنهايي
يا بشکنم اين سکوت يا پاک کنم غلطاي دفتر مشق زندگي
خلاصه اگه اومدي خبر بده به کبوتر نامه رسون
بهش بگو خبر اومدن بهار و به تنهاي من برسون
بهار خلاصه ميشه تو نگاه غريب و مهربونت
گل مي زنه جوونه از اشکاي مثل بارونت
اگه اومد خبر بده تا خونه رو آب و جارو بکشم
از تو و اون صورت مثل ماهت يه ستاره بکشم
يادم باشه وقتي اومدي قلب تيکه تيکه امو فرش زير پات کنم
هر چي دارم و ندارم با تموم وجودم فدات کنم
اگه بياي شب هاي سياه ديگه تو آسمون جايي نداره
اين روزاي بي خاطره برا من ديگه ارزشي نداره
يادت باشه اگه اومدي خبر بدي
اما من تو رو دارم
به تنهایی عادت ندارم
کی می گه غریب و رسوام
اما من تو رو دارم
غصه و ماتم ندارم
کی می گه خراب شد روزگارم
اما من تو رو دارم
از روزگار گله ای ندارم
کی می گه اینجا بی اعتبارم
اما من تو رو دارم
تو هستی تموم اعتبارم
کی می گه مهاجرم باید برم
اما من تو رو دارم
بدون تو سر پناهی ندارم
کی می گه خسته منم
اما من تو رو دارم
عاشق و دلبسته منم
کی می گه بال و پری ندارم
اما من تو رو دارم
تو هستی بال و پرم
کی می گه همسفری ندارم
اما من تو رو دارم
تویی همیشه در کنارم
کی می گه می خونم از غم
اما من تو رو دارم
صحبتی با غم ندارم
کی می گه همین روزا مردنیم
اما من تو رو دارم
می خوام تو آغوش تو بمیرم
کی می گه موندن و سوختن و ساختن کار من نیست
اما من تو رو دارم
مگه عشق ساختنی نیست


