تبليغاتX
 
   
 
 
.:~:.دیوان اشک :.دوتا چشمام....:~:.

گرچه گم شد خاطره ها اما تو از خاطره موندي واسه من
گفتن از تو سخته , اما از همه دنيا تو بمون واسه من
تو يه خاطره اي فراموش نمي شي در من
شعله ي عشقي و خاموش نمي شي در من
تو يک نگاه آشنا غريبه نيستي واسه من
تويي که مرهم شدي و تموم عشق و وجود من
واسه يه لحظه ديدنت به آسمون سر مي زنم
تو يک ستاره ي نجيبي تو کهکشون قلب من
براي از تو گفتنم واژه اي جز تو ندارم
تنگه دلم هر جا ميرم تو هستي در باور من
اگه بگم به خاطرت تموم گلارو پس ميزنم
قصه هام تمومي نداره , نازنين , مي موني با من
ياد گذشته ها نباش هر چي بوده گذشته
اينو بدون تا به ابد تو هستي تنها گل من
به ياد تو هر جا باشم ترانه ها نثارت مي کنم
تموم ترانه هام از توست ترانه اي هستي من
با تو هستم ای امید موندنم
ای کتو هستی سکوتی بر دل تنهای من
ای که مرهم آشنایی بر دل آزرده ی من
با همیم اما جدایی نیست در باور غم های من

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 11:50 قبل از ظهر به ثبت رسیده |

چه کنم , بي تو نمي تونم بمونم
عشق من , عشق تو کرده ديوونم
چه کنم , رفتي و من بايد برم
اي خدا من واسه رفتن حاضرم
چه کنم , بي تو نمي تونم بمونم
چشا هميشه گريون فرصت نمي ده ببينم
چه کنم , هر شب مياي به خواب ما
غصه ها رو ارزون ميدي به من تنهاي تنها
چه کنم , بي تو نمي تونم بمونم
قصه هام تلخه ديگه از تو نخونم
چه کنم , تو گفتي بي تو مي ميرم
اي خدا ياري بده در آغوشش بگيرم
چه کنم , بي تو نمي تونم بمونم
اميد موندني تو روزگار نخواست بمونم
چه کنم , که ديگه مجال صحبتم نيست
اي خدا امون بده توشه ي آخرتم نيست
چه کنم , بي تو نمي تونم بمونم
هوس عشق تو بود مي خواست بمونم
چه کنم , رفتي ديگه از تو خبر ندارم
عشق من , من واسه موندن ديگه فرصتي ندارم

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 و ساعت 11:50 قبل از ظهر به ثبت رسیده |

واسه دواي دردام به تهرون اومدم
تا که جوابي بشنوم بگن که دير اومدم
دردام دوا نداره اينو خودم خوب مي دونم
اين روزگار منه , تا ابد بايد شعر دلتنگي بخونم
خلاصه ديدم که راهي ندارم بايد بزنم به بي خيالي
بايد برم پيش ستاره تا که بگم از عشقاي رويايي
اما ندونستم که من با اون زياد فاصله دارم
اون ستاره , من پرستو , مني که بال و پر ندارم
بقولي اون بال و پر داده برام اميد موندنم ولي...
با ديدنم شکست يه جورايي گفت که ديگه دوست ندارم
ولي اينو بدون ستاره تا به ابد منتظرم
تا وقتي برگردي و بگي ديگه دوست ندارم
از دوست ندارم هاي تو نمي شکنم
من از اين غرور لعنتي نمي شکنم
اما برو , ولي بگو يه خداحافظي
يا علي , قولت مي دم نمي شکنم
برو نصيب هر کي شدي قشنگيا بياره
مثل ما نباشه بد پيش تو کم نياره
يا علي , سپردمت دست خدا
که نشکني به اين زوديا
ديگه اميد موندن نمي خوام من خودمم يه خاطره
بي عشق مي تونم بمونم آخه تنهايي برام خيلي بهتره
شايد که باور نکني حرفاي با تو بودنم
شايد ديگه گوش نکني ترانه هاي از تو خوندنم
اما بي خيال مي گذرم از اين عشق محال
گر چه بودي در نظرم اما تو هستي يک خيال

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در شنبه هفتم مرداد 1385 و ساعت 11:47 قبل از ظهر به ثبت رسیده |