تبليغاتX
 
   
 
 
.:~:.دیوان اشک :.دوتا چشمام....:~:.

 

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت 11:40 قبل از ظهر به ثبت رسیده |

من ديگه کاري با چشماي خيست ندارم
نمي خوام روزاي تلخ گذشته رو به يادت بيارم
من ديگه حرفاي با تو بودنو باور ندارم
نمي خوام هميشه پيش تو کم بيارم
من ديگه خسته شدم مي خوام بگم دوست ندارم
آخه نمي خوام کابوس عشقتو باز به خوابم بيارم
برو ديگه من نمي خوام نگاه سردتو ببينم
يه قطره بارون بشمو رو گونه هات بشينم
برو ديگه هوس شده عشق ميون من و تو
چشام ديگه عادتش شده گريه از غم دوري تو
پشيموني مي دونم اينو از چشات مي خونم
اونقدر عزيز بودي برام گفتم که با تو مي مونم
حالا که برگشتي عزيز فاصله افتاده بين من و تو
ديگه چاره اي نيست بگذ از عشق من و تو
مزاحمم ميشي چرا ؟ هر دم مياي به خواب ما
حيرون ميزاري اين دلمو تو گريه ها و غصه ها
ساده بگم ساده شروع شد عشقمون
آره , تنهام بذار عشقي نبوده بينمون

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 11:57 قبل از ظهر به ثبت رسیده |

به من بگو , خداي من , تا کي بايد گريه کنم
تا کي بايد چشامو من به انتظارش تر کنم

تا کي بايد غصه هامو با يه لبخند پنهون کنم
تا کي بايد با يه خيال تو آسمون پرواز کنم

تا کي بايد افسوس بخورم نگفتم بهش دوستش دارم
تا کي بايد اين دلمو به انتظارش حيرون بزارم

تا کي بايد حرفاي نگفته رو , روي کاغذ من بيارم
بيا ببين , اين انتهاي عمرمه ديگه دارم کم ميارم

بيا ببين , پرستو , به عشق تو زخمي شده
ديگه شوق پروازي نداره از آسمون خسته شده

بيا ببين , که آينه ها جلوه ي عشقي ندارن
کدر شدن , سيا شدن بدون تو معني ندارن

بيا ببين , گلاي باغ , از حسرت نديدنت عزا و ماتم مي گيرن
آبي نبود , تشنه شدن , تشنگي رو از اشکاي من مي گيرن

بيا ببين , اينجا دارم از بي کسي ها مي ميرم
رفتي , برو , همين بود عشق تو , آره تنها مي ميرم

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 11:51 قبل از ظهر به ثبت رسیده |