اومدم به شهرتون ، دريغ از خوش اومدي
نيومدي به پيش وازم ، به حرف من تو خنديدي
باور نكردي حرفمو ، گفتي تو دروغ مي گي
مگه دروغ گفتم برات ، يا كه ازم بدي ديدي
حالا كه دارم مي رم ، چشم من به ساعته
يه تماسي بگيري ، بگي كه دير اومدي
بگي كه داري مي ري ، حرف من پشت سرت
بگي عشقت اشتباست ، راهتو كج اومدي
رفتنم هميشگيست ، فرصت موندن ندارم
منو ببخش كه دير اومدم ، يا كه ازم بدي ديدي
حالا كه تو راهم ، ديگه تماست اشتباست
طاقت گريه ندارم ، مگه نگفتي گريه نكني
تو نيمه هاي راهم دارم ، به مقصد مي رسم
پشيمون از اومدنم ، ديگه نمي دم خبري
+
این شعر از حامد گرگيني (اشک) در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت
9:37 قبل از ظهر به ثبت رسیده |


