تبليغاتX
 
   
 
 
.:~:.دیوان اشک :.دوتا چشمام....:~:.

اومدم به شهرتون ، دريغ از خوش اومدي

نيومدي به پيش وازم ، به حرف من تو خنديدي

باور نكردي حرفمو ، گفتي تو دروغ مي گي
 
مگه دروغ گفتم برات ، يا كه ازم بدي ديدي

حالا كه دارم مي رم ، چشم من به ساعته

يه تماسي بگيري ، بگي كه دير اومدي

بگي كه داري مي ري ، حرف من پشت سرت

بگي عشقت اشتباست ، راهتو كج اومدي

رفتنم هميشگيست ، فرصت موندن ندارم

منو ببخش كه دير اومدم ، يا كه ازم بدي ديدي

حالا كه تو راهم ، ديگه تماست اشتباست

طاقت گريه ندارم ، مگه نگفتي گريه نكني

تو نيمه هاي راهم دارم ، به مقصد مي رسم

پشيمون از اومدنم ، ديگه نمي دم خبري

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت 9:37 قبل از ظهر به ثبت رسیده |