تبليغاتX
 
   
 
 
.:~:.دیوان اشک :.دوتا چشمام....:~:.

زندگی زخمی زده بر قلب من

که تویی مرهمی بر درد من

مرهم این قلب شکسته

چرا رفته یه گوشه تنها نشسته

نکنه از حرفای من بغضش گرفته

یاد گذشته ها افتاده دلش گرفته

انگار نه انگار یه روزی همصحبت ما بود

رفت با خیالی اونکه جاش تو قلب ما بود

هنوزم جاش خالیه تو قلب دیوونه ما

هنوزم صداشو میشنوم صدای اون بی وفا

اگه یه روز برگرده بیاد منت عشقشو دارم

دیگه نمی زارم بره سر روی شونه هاش میزارم

اگه یه روز بیاد آسمون قلبمو فرش زیر پاش میکنم

واسه پریدن دلامون اسمشو از ته دل صدا میکنم

اگه بیاد دیگه براش شعر دلتنگی نمی خونم

اگه دوباره از پیشم بره دیگه باهاش نمی مونم

قسمت اگه باز اینه که دوباره تنها بمونم

بذار که تا ابد براش شعر خداحافظی بخونم

 

با یاد تو زنده ام کبوتر

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 10:5 بعد از ظهر به ثبت رسیده |
این شعر رو تقدیم میکنم به دوستی که لطف کردند و این بیتو برام فرستادن
من از تبار غربتم،با آرزوهای محال    قصه ی ما تموم شده با یه علامت سوال؟

حالا گوش کن و تا انتها بخوان برای تو نوشتم کبوتر

نام ترانه :: غزل نبود ترانه بود

من از دیار بی کسان ، گفتم که همدرد نمی خوام

گفتم شکسته از زمون ، مرهمی واسه درد نمی خوام

گفتم اگه می خوای تو قلبم ، جایی واست بسازم

گرچه نمیشه آشیون ، از جون و دل می سازم

گفتم اگه پا بزاری ، تو غربت این دل شکسته

باید که تا آخر بمونی ، تو نیمه راه نشی خسته

گفتم اگه تو عشقمون ، دیدی که کم آوردم

تقصیر این زمونه ست ، اشکامو رو به سراب بردم

گفتم که زخمیم ولی ، تا آ خرش با تو می مونم

حتی صدامو ببرن ، تو قلبم از تو می خونم

منکه واسه هر اشتباه ، تاوون حرفامو دادم

حتی واسه بخشیدنم ، دیدی که به پات افتادم

حالا می گی از تبار غربتی با آرزوی های محال

می گی تموم شد قصه مون ، با یه علامت سوال؟

دیگه بجایی رسیدی ، پشت سرم نفرین و لعنت می کنی

می گی دروغه رفتنت ، حرفامو تو رد می کنی ؟

تو این فکری چجور ، منو تو خاطراتم بکشی

منو کشتی! خیلی وقته ، آخه کردم خودکشی

اگه تو این دلواپسی ، پرستارم پیشم نبود

اونی که واسش جون می دادی ، تا حالاها مرده بود

اگه خدا بخواد بیام ، دور همه خط می کشم

تو هم یکی مثل همه ، دور تو هم خط می کشم

حالا که رفتی بی خیال ، فرصت غنیمت واسه ما

شاید که بعدِ رفتنت ، دیگه نمونیم اینجا

این شعرایی که گفتم ، غزل نبود ترانه بود

کنایه از تو و فلک ، گلایه از عشق تو بود

برو از دام غربت ای کبوتر

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 2:33 قبل از ظهر به ثبت رسیده |