تبليغاتX
 
   
 
 
.:~:.دیوان اشک :.دوتا چشمام....:~:.

ماه من تابید برای یکشب ستاره ام درخشید برای یکشب
اما کسی نماند در ظلمت روشناییم جز خورشید
و عشق تو خورشید سوزان من است
:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::
کاشکی هیچکسو نداشتی من میشدم رفیقت
تا مرگ آخرین ثانیه من همدم و شفیقت
من دستتو میگرفتم و عاشقونه میخوندم
قسم به عشقت نازنین من تا ابد میموندم
کاشکی تو گوشه ی قلبت جایی واسم میساختی
مهم نبود برای تو که عشقمو میباختی
میفهمیدی احساسمو اسیر اون نگاه توست
برای با تو موندن منتظر احساس توست
کاشکی ترانه هامو از ته دل میخوندی
برای احساس من کاشکی پیشم میموندی
دریاب منو که خسته ام من تو قفس اسیرم
احساس من همین بود من بی تو میمیرم
:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::
و ای کاش از نگاه من میخواندی احساسم را و می دانستی قفسی که در آن اسیرم قفس تنهایی و مرگ من است.
..:;:..اشک..:;:..
تاریخ :: 1385/12/21

+ این شعر از  حامد گرگيني (اشک) در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 0:31 قبل از ظهر به ثبت رسیده |